احمد على خان وزيرى

33

جغرافياى بلوچستان ( فارسى )

چند دفعه در مسجدى كه متعلّق به خود آن طايفه است اكثر مرد و زن آنها جمع مىشوند و مرشد آنها به زبان بلوچى ذكر مىكند تا بيهوش مىشود آن وقت هر زن به دست هر مرد افتاد ، به مذهب آنها بر او حلال است . گويند زن‌هاى آنها خوش‌صورت و مقبوله هستند . حيوان باركش آنها بيشتر شتر است ، گوسفند هم زياد دارند . [ 120 ] پشم و كورك آنها به بندر چابهار و گوادر مىرود . گراز در رودخانه آنجا زياد است . شغل مردم آنجا فلّاحى و جولاهى و صيد شكار كوه است . ماليات آنجا از مزروعات و خرما ده من ، دو من . در كوه آنجا معدن سرب مىباشد ، اكنون هم سرب عمل مىآيد . عرّاده از بمپور به آنجا مىرود از آنجا هم به بندر چابهار و گوادر مىرود . وجه تسميهء سرباز به تحقيق معلوم نشد . قصرقند « 1 » و گه « 2 » [ 121 ] قصرقند ، سه فرسخ تا گه است ، جزو مكران است . در معجم البلدان « 3 » وجه تسميهء آنجا را چنين نوشتند : كه نيشكر در آنجا زياد عمل مىآمده و شكر آنجا به همه ايران مىآمد به اين جهت در زمان استيلاى عرب بر مكران اين قصبه موسوم به قصرقند شده . در تقويم البلدان « 4 » هم قصرقند را يكى از شهرهاى مكران نوشته در زمان قديم آبادانى زياد داشته ، هواى آنجا گرم است . [ 122 ] نوروز گندم آنجا درو مىشود . آبش از رودخانه‌اى است كه از كوه اهوران مىآيد ، دوازده فرسخ مىآيد تا قصرقند . دو طرف رودخانه گندم و جو و برنج زراعت مىشود و نخيلات زياد دارد . فاضل آب اين‌رود به جدكال مىرود با رودخانه گه و بنت و سرباز در خندقى كه تفصيل آن در آخر فصل دوم در شرح جدكال عرض شده ، جمع مىشود . اجناس مزروعات [ 123 ] قصرقند دو كرور بيشتر مىشود و خرما نيز سالى دو كرور عمل مىآيد . مركّبات هم در آنجا زياد عمل مىآيد ، درخت مركّبات و امبه در قصرقند زياد و گاهى حاكم بلوچستان امبهء « 5 » آنجا را به شهر كرمان به تحفه مىفرستد . عدد

--> ( 1 ) . قصرقند : به فتح قاف و سكون صاد و كسر راء مهمله و فتح قاف و سكون نون و دال . ( 2 ) . گه در دوران پهلوى به ايرانشهر تغيير نام داد . ( 3 ) . در معجم البلدان ديده نشد . ( 4 ) . در تقويم البلدان ديده نشد . ( 5 ) . امبه - انبه : ميوه‌اى شيرين زردرنگ ، با هستهء درشت ، درخت اين ميوه كه هميشه سبز است و در مناطق گرمسير مىرويد . ( فرهنگ سخن )